«

شهریور ۱۱

عمر مفید ازدواج

پسرش حدودای سن رضاست ۱۰ سالی هست دوستیم باهم. خیلی با هم نیستیم و گاهی شده یک سال از هم بی خبر باشیم. ولی وقتی باهم هستیم حسابی با هم همدل و همزبانیم. از کنارش بودن حس خوبی دارم. امروز یهویی مهمان ناخوانده ام شد. بعد از اینکه احوال پرسی کردیم سینی چایی را که گذاشتم روی میز و نشستم کنارش شروع کنیم تعریف، گفت جداشدیم. یعنی همه زندگی ۲۰ سال را تکانده بود. رفت و آمد خانوادگی مان کم نبود. خانواده شان را فکر میکردم قشنگ میشناسم ولی انگار همه چی فیلمهایی بوده که سالها بازیگرش بوده اند. باورم نمیشود آن همه احترام و ادب و عشقولانه رها شده و بی صاحب مانده در گذشته شان.
دور و برمان پر شده از جدایی ها. دیگر گیج شده ام . شاید هر ازدواجی عمر مفید دارد؟ شاید بقیه اش میشود فیلم بازی کردن وکنار هم ماندن. در ازدواجی که به حجم زیادی از نیازهای آدم رسیدگی نشود همه اش میشود حس ضرر . همه اش میشود افسوس از عمر هدر رفته. از کجا معلوم سوئدی ها بهترین روش را انتحاب نکرده باشند؟! تا وقتی طرفین از هم خشنودند با هم باشند چرا باید اینقدر هزینه میشد که تنها صورتی زیبا نمایان باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

می‌توانید از این تگ‌های اچ‌تی‌ام‌ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>