«

»

اردیبهشت ۲۸

دنبال هوای تازه برای نوشتن

سلام بعد از عمری

نزدیک یک ماه اکانت هاست سایت نیامنش دات آی آر رو هوا بود. ولی بالاخره امشب به برکت چرتی که بعد از ظهر توانستم بزنم و شب بیدار بمانم هزینه را پرداخت کردم و به برکت اتوماسیون، سایت بدون نیاز به تلفن کاری به اپراتور هاست برگشت سرجاش 🙂

امشب مینااینا مهمان مان بودند. مینا دوست دوران درس خواندنم برای کنکور ارشد بود. دوست اولین سالهای مشغول به کار شدنم. دوست سه شنبه های دوچرخه سواری زنانه در چیتگر، دوست گرفتن تصمیمهای خاص و گاها هنجار شکن. خلاصه یعنی مهمان امشبم سرنخهایی برای دریافت انرژی برایم زنده کرد.

دینا تیر سه ساله میشود و اگر خدا بخواهد به مهدکودک مژده میرود. متاسفم که از اتفاقهای زندگی ام در کنار دینا اینجا چیزی ننوشته ام هنوز. از اینکه او خیلی حواسش به همه حواس من هست از اینکه اصلا دوست ندارد ناراحتی و عصبانیتم را ببیند و سریع واکنش نشان میدهد. کمی چین در پیشانی ، کمی در هم رفتگی ابرو، کمی آویزانی لب و لوچه و یا هر نشانه از ناخوشی را پیگیری میکند.

با تمام مخالفتی که خودم با خودم داشتم دینا از ۱۸ ماهگی ۷-۸ ساعت از روزش را درکنار پرستار بود و هنوز هست.

 

1 comment

  1. آسمان

    فکر کنم آخرین باری که اینجا رو می‌خوندم حوالی مدرسه رفتن آقاپسر بود. ماجراهای انتخاب مدرسه. اون روزها یک غریبه بودین و امروز یک آشنا. چقدر این دو دنیا برام متفاوت هست. امروز به مدد پست جدید وبلاگ حمید و آزاده از اینجا سر در آوردم. خوشحال شدم که هنوز هوای نوشتن وجود داره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

می‌توانید از این تگ‌های اچ‌تی‌ام‌ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>