«

»

آذر ۰۸

خوشبختی (۹۳)

خوشبختی یعنی شخص در اغلب اواقات زندگی خود حس رضایتمندی از شرایط داشته باشد. حس رضایتمندی بصورت لحظه ایست و رضایتمندی از زندگی تجمیع آن لحظه هاست. رضایتمندی با موفقیت فرق دارد، موفقیت در یک مساله و یک برهه زمانی رخ میدهد و باعث حس رضایتمندی در همان برهه (و در خاطرات مربوط به همان برهه) میشود. رضایتمندی با موفقیت فرق دارد. شخص ممکن است در زندگی موفقیتهایی داشته باشد با این وجود در مجموع حس خوشبختی نداشته باشد یا برعکس طرف کاملا حس رضایتندی و خوشبختی داشته باشد ولی اصلا موفقیت خاصی نداشته باشد. بعنوان نمونه، افرادی که در یک روستای دور افتاده و بدون امکانات، به خوبی و خوشی زندگی میکنند و از زندگی لذت میبرند و احساس خوشبختی میکنند.

 

حس رضایتمندی از کجا حاصل میشود؟  حس رضایتمندی در یک مساله، زمانی حاصل میشود که در آن مساله، ما نفعی را به دست آوریم که انتظار داشتیم و یا بیش از حد انتظار و توقعمان نفع ببریم. یعنی حس رضایتمندی حاصل تقسیم (نفع) بر (توقع) است. هر گاه نفع به دست آمده در یک مساله برای یک شخص، از توقع آن شخص بیشتر باشد، یا حداقل مساوی باشد، آنگاه حس رضایتمندی حاصل میشود. به همین دلیل است که وقتی توقعی از کسی نداریم، و آن شخص برایمان کاری میکند یا هدیه ای میخرد بسیار خوشحال میشویم و بالعکس ممکن است یکی از عزیزان نزدیکمان هدیه هم بخرد و ما خوشحال نشویم چرا که توقع اش را داشتیم. یا وقتی در بانک جایزه ای را برنده میشویم (هر چند خیلی کم بها)، خیلی خوشحال میشویم چرا که معمولا ادمها توقع ندارند.

رضایتمندی در زندگی خانواده ای، رضایتمندی از دوستان، رضایتمندی در محیط کار، و هر نوع رضایتمندی دیگر نیز از همین فرمول تبعیت میکند؛ یعنی حاصل تقسیم نفع بر توقع. نفع، چیزیست که از محیط بیرون به شخص میرسد و قابل درک و ملموس است. ولی توقع، یک خواست شکل یافته ی درونیست. توقع (یغنی خواستن) دست خود آدم است و شخص میتواند یک توقع (خواسته) را نداشته باشد! پذیرش این حقیقت، یک نتیجه مهم دارد:

همانگونه که در فرمول رضایتمندی، صورت کسر (نفع) هر جه بزرگتر باشد، حس رضایتمندی بیشتر میشود، کاهش مخرج کسر(توقع) هم میتواند به افزایش رضایتمندی منجر شود. یعنی آدمها میتوانند با کاهش توقع خود در مسائل، حس رضایتمندی خود را افزایش دهند و در مجموع رضایتمندی از زندگی داشته باشند.

به نظر من به دست آوردن رضایتمندی از طریق کاهش توقع کار راحت تری است. قرار نیست برای اینکه رضایتمندی داشته باشیم حتما نفع مان بیشترین عدد ممکنی باشد که تصور میکنیم. اینکه آدمهایی میبینیم که به ظاهر در زندگی همه چیز دارند ولی باز ناراضی هستند نشانه همین عدم مدیریت توقع در مسائلشان است. یا آدمهایی میبینیم که به ظاهر روزگار سختی دارند ولی راضی هستند، آدمهایی بوده اند که توقعشان را کنترل کرده اند.

البته کنترل یا کاهش توقع هم کار ساده ای نیست. بصورت عادی و معمول در یک مساله خاص، توقع آدمها به توقع اطرافیانش در همان مساله، ربط پیدا میکند. یعنی اگر اطرافیان یک شخص، همگی دارای خانه و ماشین باشند، آن شخص هم داشتن خانه و ماشین را توقع خود میداند و اگر نداشته باشند، توقع خود نمیداند.

به همین دلیل نشست و برخواست با اطرافیانی که با صحبتها و رفتارشان، توقعات شخص را در یک مساله به گونه ای زیاد میکنند که شخص نمیتواند کنترل کند، حتما به عدم رضایتمندی شخص مینجامد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

می‌توانید از این تگ‌های اچ‌تی‌ام‌ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>