«

»

مهر ۲۸

ارزش و نقطه ضعف

این روزها چند مساله بزرگ در ذهنم سنگینی میکند و باعث شده که کمی زودتر عصبی شوم، شطرنج زیاد بازی کنم،‌ تسبیح بچرخانم، و در فضای اتاق کارم قدم بزنم تا ارام شوم.

گاهی اوقات یک ارزش و باور ادم تبدیل به نقطه ضعف میشود. مثلا برای من احترام گذاشتن و احترام دیدن یک ارزش و باور گرانی است و وقتی کسی در روز روشن این مساله را در مورد من نقض میکند من از خود بیخود میشوم و بشدت برایم برخورنده میشود و عصبی میشوم. گاهی این را به ذهنم میاورد که خب، شاید هم نباید اینقدر پاستوریزه بود و جدی گرفت؛ ادمها آنقدرها هم که ما از آنها انتظار داریم خوب نیستند و گاهی در مورد آنها زیادی خوش بین هستیم و یا آنها را صادق میپنداریم.

بنظرم بخش عمده ای از آرامش آدمها مرهون انتظاراتیست که میتوانند از بقیه نداشته باشند.

بعوض این روزها یک کتاب جذاب در حوزه رفتارشناسی آدمها میخوانم که خوب حواسم را از مساله های سنگین ذهنم پرت کرده است. حتما مطالبی از کتاب را باید اینجا بگذارم.

 

5 comments

Skip to comment form

  1. بچه محصل

    سلام
    درمورد این قسمت از صحبتتون
    “بنظرم بخش عمده ای از آرامش آدمها مرهون انتظاراتیست که میتوانند از بقیه نداشته باشند.”
    به نظر من اگر ادم هر کاری رو که انجام میده اگر برای رضای خدا باشه و برای اینکه اونو خوشحال بکنه انجام بده دیگه اینجور از اتفاقات برای ادم ها پیش نمی یاد. و جالب تر از اون به دنبال پیامدهای یک عمل غیر انتظار آدم مرتکب گناه دیگه میشود مثلا برای فرار از اون فشاری که به ما وارد شده یا به عبارت ساده تر تخیله شدن به دوست دیگه مون میگیم: فلانی رو دیدی چقدر…. شروع به غیبت کردن میکنیم.
    شاید نیت داشتن کارها برای خدا خیلی سخت باشه یا حتی فکر کنیم که این کارها مخصوص اولیا خداست. در صورتی که اینطور نیست. من برای خودم از اینجا شروع کردم. کمک کردن به دوستانم. چون میدانم خدا دوست دارد که ادم ها به همنوع های خودشان کمک کنند انجام میدم. حالا در مقابل میخواد دوستم تشکر کنه یا نکنه. دیگه برام مهم نیست.

    درمورد کتابی که گفتید درباره رفتارشناسی ادم ها ، اسم کتاب هم ذکر کنید تا ما بیشتر از این کتاب بهره ببریم.

  2. آويسا

    از نظر من بدون انتظار وجود آدمی فراتر از تعریف آدمی می شود.
    اسم کتاب را هم لطف کنید یا امانت دهید 🙂

    1. مهدی

      سلام
      کتابیست به نام Predictable irrational که جستجو کنید از وب یافت میشود. من کاغذیش رو ندارم و الکترونیکی میخوانمش.

  3. آشنای دور

    سلام
    فکر کنم بهتر است به نیمه ی پر لیوان نگاه کنید. به انسان هایی که برای شما ارزش و احترام قائل هستند بیندیشید. چرا وقت خود را صرف فکر کردن به انسان هایی می کنید که ارزش فکر کردن ندارند. فکر کردن به این انسان ها تنها باعث بیمار شدن روحتان می شود.
    بهتر است زندگی خودمان را با فکر کردن به این گونه انسان ها هدر ندهیم چرا که زندگی ارزشش بیش تر از این هاست.
    تو دنیایی که ما زندگی می کنیم پاستوریزه بودن واقعا جایگاهی ندارد. نمی دانم یک انسان پاستوریزه چه گونه می تواند در جامعه ی ما دوام بیاورد! اگر قرار بود که همه ی انسان ها رفتاری منطقی داشته باشند که دیگر نیازی به آخرت و دنیای جزا نمی بود.
    من خودم از این دسته ناملایماتی که شما گفته اید، بسیار چشیده ام و هم اکنون هم درگیر یکی از آن ها هستم. تنها راه این است که اکسیژن خدا را اسراف نکنیم و آن ها را به خدا واگذار کنیم.

  4. ناشناس

    به قدم زدن و تسبیح چرخوندن و اینا، لطفا سوت زدن، بشکن زدن و با آبپاش به گلها آب دادن هم اضافه نمایید برخی اوقات صداش میاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

می‌توانید از این تگ‌های اچ‌تی‌ام‌ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>