بایگانی موضوعی: دسته‌بندی نشده

شهریور ۱۱

عمر مفید ازدواج

پسرش حدودای سن رضاست ۱۰ سالی هست دوستیم باهم. خیلی با هم نیستیم و گاهی شده یک سال از هم بی خبر باشیم. ولی وقتی باهم هستیم حسابی با هم همدل و همزبانیم. از کنارش بودن حس خوبی دارم. امروز یهویی مهمان ناخوانده ام شد. بعد از اینکه احوال پرسی کردیم سینی چایی را که …

ادامه‌ی مطلب »

مرداد ۱۹

و حالا ۴۰ سالگی من

سارا گفت متن زیر را اینجا بگذارم، بهتر است؛ حتا شاید باعث شود، یخم آب شود و دوباره به هوای نوشتن برگردم.   همه چیز از یک تماس تلفنی دلهره آور همکارم شروع شد که باید سریع خودم را به طبقه اول ساختمان شمالی برسانم. وقتی رسیدم و در را باز کردم، در میان دست …

ادامه‌ی مطلب »

اردیبهشت ۲۸

دنبال هوای تازه برای نوشتن

سلام بعد از عمری نزدیک یک ماه اکانت هاست سایت نیامنش دات آی آر رو هوا بود. ولی بالاخره امشب به برکت چرتی که بعد از ظهر توانستم بزنم و شب بیدار بمانم هزینه را پرداخت کردم و به برکت اتوماسیون، سایت بدون نیاز به تلفن کاری به اپراتور هاست برگشت سرجاش 🙂 امشب مینااینا …

ادامه‌ی مطلب »

فروردین ۲۴

اعتراف

بعد از سالها اعتراف میکنم که تغییر دامنه وبلاگ از هوای نوشتن به نیامنش انگیزه ام برای نوشتن را کم کرد. کجایی آقای قاسمی کجایی؟! ولی امیدوارم در عوض حالا که رضا خودش یک نیامنش تمام عیار شده، انگیزه برای نوشتن داشته باشد. این آقای محترم ما که در سال یازدهم زندگی اش به سر …

ادامه‌ی مطلب »

تیر ۱۱

گنگ خواب دیده

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر/ من عاجزم ز گفتن و عالم از شنیدنش به نظرم همه آدمها در ذهن خود با توهماتی درگیر هستند که گسترش یافته ی برداشتی از واقعیتهای زندگیشان است. حرف من به مفهوم شعر ربطی نداره منظورم همون حالت گنگی و خواب دیدگی است . حرفهایی داری که …

ادامه‌ی مطلب »

اردیبهشت ۰۴

منم مثل بقیه یا بقیه مثل من؟!

تو خیابان با مامانم میرفتیم آدمها هم مدام از جلوی چشمانمان عبور میکردند مامان یک دفعه گفت به نظرت تعداد خانمهای پیر زیاد نشده؟! خواهرم که حامله بود هر جا میرفتیم میگفت تا من حامله شدم انگار همه دهه ۶۰ی ها با هم دست به کار شدیم!! من هم از وقتی دینا به دنیا آمده …

ادامه‌ی مطلب »

تیر ۲۷

سلام دنیا! من دینا هستم ;)

بالاخره تیرماه رسید و دینا به دنیا آمد. بنظر همانگونه که دنیای یک با دنیای دو فرق داره و دنیای سه با دنیای دو قابل مقایسه نیست، بنظرم دنیای چهار نیز با دنیای سه تفاوت بسیار خواهد داشت. دینا ما رو به دنیای چهار نفره ها برد. جمعه سه هفته پیش چند روز زودتر از …

ادامه‌ی مطلب »

خرداد ۲۴

(بدون عنوان)

1

خرداد ۲۴

سلام بعد از کلی وقت

انگار وقتی میرفتم سرکار شبها بهتر خوابم میبرد. امروز اولین شنبه ای بود که وارد مرخصی قبل از زایمان شدم. ایشالا ۲٫۵ هفته دیگه دختر خانوم تشریف میاورند. آخر هفته رضا قرار است از تعطیلات و سفر یک ماهه اش به ارومیه برگردد. حتما در این یک ماه دور از ما کلی تغییر کرده. خیلی …

ادامه‌ی مطلب »

اردیبهشت ۰۵

به تنهایی نمیتوان

انجام بعضی کارها به تنهایی خیلی سخت است. یعنی شاید هم به تنهایی نمیتوان انجام داد. مثلا در خیابانهای تهران بخواهی بین دو خط برانی، تقریبا فایده ندارد تلاشت. مگر در خیابان خیلی خلوت و تنها. ولی وقتی میخواهی صبح سر کار بروی برای اینکه از شر ماشین کنار دستی ات که به زور خود …

ادامه‌ی مطلب »

« نوشته‌های قدیمی‌تر